تبلیغات
مذهبی - مطالب اسفند 1394

تاریخ : جمعه 28 اسفند 1394 | نویسنده : افشین
انسان جایزالخطا است ! یا ممکن الخطا ، کدام یک ؟!

متأسفانه عبارت ((
انسان جایزالخطا )) اصطلاح غلطی است که بر اساس تبلیغات سوء رایج شده است. «جایز الخطا» یعنی انسان اجازه دارد که خطا نماید. در صورتی که ابداً در یک شریعت توحیدی چنین توصیه ای به انسان عاقل نمی شود . نه تنها خداوند متعال اجازه‌ی خطا نمی‌دهد، بلکه عقل سلیم نیز چنین مجوزی را صادر نمی‌نماید. بلکه «انسان ممکن الخطا» است ، یعنی امکان خطا در او وجود دارد.

Image result for ‫انسان ممکن الخطاست‬‎

مفهوم «ممکن الخطا» این است که انسان مانند سایر موجودات (اعم از ملائک، حیوانات، جمادات، نبادات و ...) مجبور نیست که بر طریق غرایز و نیازهای پست مادی و یا جبر الهی عمل کند بلکه خداوند به او عقل و اختیار داده  و همین امتیاز او را برتر از سایرین ساخته است.مثل این است که بگوییم: انسان توان خودکشی دارد و امکان خودکشی نیز برای او وجود دارد. با چنین توان و امکانی هیچ الزامی نیست که انسان قطعاً خودکشی می کند.

خداوند متعال نه تنها انسان را برای عقاب، عذاب و جهنم نیافریده است، بلکه به عنوان مخلوق برتر و خلیفه‌ی خود خلق نموده است:
«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً ...» (البقره – 30) ترجمه: (به خاطر بیاور) هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روى زمین، جانشینى [نماینده‏اى‏] قرار خواهم داد.» «وَ هُوَ الَّذی جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَبْلُوَكُمْ فی‏ ما آتاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَریعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحیمٌ» (الانعام - 165)
ترجمه: و او كسى است كه شما را جانشینان (و نمایندگان) خود در زمین ساخت، و درجات بعضى از شما را بالاتر از بعضى دیگر قرار داد، تا شما را به وسیله آنچه در اختیارتان قرار داده بیازماید به یقین پروردگار تو سریع العقاب و آمرزنده مهربان است. (كیفر كسانى را كه از بوته امتحان نادرست درآیند، زود مى‏دهد و نسبت به حق پویان مهربان است‏ ).

پس، ما خلیفه‌های خداوند متعال روی زمین هستیم و خلیفه باید که تجلی مستخلف خود باشد و از صفات باریتعالی «حکمت»، «علم» و «اراده» است. لذا انسان را نیز به واسطه قوه‌ی عقل، فطرت و نیز ارسال انبیاء به آنها مشرف و مزین نمود:«وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها – همه‌ی نشانه‌ها را به آدم تعلیم داد» (البقره – 31) «عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ - و به انسان آنچه را نمى‏دانست تعلیم داد!» (العلق - 5)«هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی‏ ضَلالٍ مُبینٍ» (الجمعه - 2)
ترجمه: و [خداوند متعال] كسى است كه در میان جمعیت درس ناخوانده، رسولى از خودشان برانگیخت كه آیاتش را بر آنها مى‏خواند و آنها را تزكیه مى‏كند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت مى‏آموزد هر چند پیش از آن در گمراهى آشكارى بودند! حال این انسانی که از سویی دارای عقل و اختیار است و از سویی دیگر توسط انبیا و سایر آیات الهی (از جمله قوانین خلقت) تعلیم شده است، باید راه درست را انتخاب کرده و در آن مسیر حرکت کند، تا رشد یابد. و بدیهی است که پس از روشن شدن راه از چاه، اگر خطا کند، به اراده‌ی خود مسیر هلاکت را انتخاب کرده است.


Image result for ‫انسان مختار است یا مجبور‬‎


چنان چه می‌فرماید: من انسان را مجبور نیافریدم، چرا که راه سعادت و گمراهی برای او روشن است. پس هر کس طغیان نکرد و از چارچوب خارج نشد و در صراط مستقیم حرکت کرد، به نقطه‌ی اوج رشد، کمال و سعادت می‌رسد: «لا إِكْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ» (البقره – 255)
ترجمه: در قبول دین، اكراهى (اجبار یا کراهتی) نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنا بر این، كسى كه به طاغوت [بت و شیطان، و هر طغیان و طغیان‌گری] کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، به دستگیره‌ی محكمى چنگ زده است، كه گسستی براى آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست‏.
پس، خداوند انسان را «جایز الخطا» و برای عذاب نیافریده است. بلکه برای جانشینی خود آفریده است. البته چون انسان دارای قوای متعدد و نیز اختیار است، ممکن است که در طی طریق خود خطا هم بکند «ممکن الخطا»، اما راه او روشن و امکان بازگشتش میسر است. مگر این که خود نخواهد. لذا به نقطه‌ای می‌رسد که خود انتخاب کرده است.

منبع : noorportal.net  -  کاروک







تاریخ : یکشنبه 23 اسفند 1394 | نویسنده : افشین
سه گام تا رسیدن به رحمت الهی

راه رسیدن به رحمت بی پایان الهی سه گام بیش‌تر ندارد ، که آیات 54 و 55 سوره (( زمر )) آن را به تمام مشتاقان این طریق معرفی می کنند.

Image result for ‫رحمت الهی‬‎

قرآن کریم پس از آنکه در آیه 52 به تمام بندگان گنهکار الهی مژده آمرزش تمامی گناهان را می دهد (( إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا ) ) راه بازگشت و دست‌یافتن به رحمت الهی را نیز به آن‌ها آموزش می دهد:

گام نخست : توبه و پشیمانی از گناه و روی آوردن به سوی خدا . در آغاز توصیه می کند که به سوی پروردگارتان بازگردید و مسیر زندگی خود را اصلاح کنید (( وَأَنِیبُوا إِلَى رَبِّكُمْ )).


Image result for ‫توبه و پشیمانی‬‎

گام دوم : ایمان آوردن و تسلیم بودن در برابر فرمان اوست . در این مرحله دستور این است که در برابر او تسلیم شوید و فرمانش را به گوش جان بشنوید و پذیرا گردید (( وَأَسْلِمُوا لَهُ )).

Image result for ‫ایمان و تسلیم در برابر خداوند‬‎

گام سوم : انجام عمل صالح است . بعد از پیمودن آن دو مرحله نوبت به مرحله سوم می رسد که مرحله عمل است. می فرماید: از بهترین دستوراتی که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید (( وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَیْكُم مِّن رَّبِّكُم )).

Image result for ‫عمل صالح‬‎

در اینکه منظور از این «بهترین چیزى كه از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده» چیست؛ مفسران نظرهای گوناگون دارند. آنچه از همه بهتر به نظر می‌رسد این است که دستوراتی که از سوی خداوند نازل شده مختلف است ؛ بعضی دعوت به واجبات و بعضی مستحبات و بعضی مشتمل بر اجازه مباحات است؛ منظور از احسن، انتخاب واجبات و مستحبات می‌باشد؛ البته با رعایت مراتب آن‌ها.


منبع :  beytoote.com  -  کاروک


تاریخ : سه شنبه 18 اسفند 1394 | نویسنده : افشین

توجیه گناه خطری بزرگ در کمین انسان


وسوسه‌هایی‌که باعث می‌گردند، انسان مرتکب گناه شود بر دو قسم هستند :

1-گاهی وسوسه مستقیماً از ناحیه شیطان است ، که گناه را آن‌چنان شیرین برای انسان جلوه می‌دهد، که او را به انجام دادن گناهانی نظیر غیبت، تهمت، ضایع کردن حقوق دیگران ، شایعه‌ پراکنی، چشم‌چرانی، شهوت رانی ، دزدی و آزار و اذیت دیگران، و... وادار می‌سازد.

2-گاهی وسوسه خنّاس و دو پهلو است ، یعنی شیطان، انسان را به انجام معصیتی امر می‌کند، و در عین‌حال، توجیهی را نیز ضمیمۀ آن گناه می‌کند.

Image result for ‫وسوسه های شیطان‬‎

این نوع دوم وسوسه ویژگیهای بسیار زیانبارتری برای دنیا و آخرت انسان در پی دارد که در ادامه به مهمترین آنها اشاره می شود :

الف: خطر بیشتر

خطر این قسم دوم از وسوسه، به‌دلیل وجود توجیه، بسیار بیشتر از قسم اول است. زیرا انسان توجیه‌گر، خود را گناه‌کار نمی‌بیند که به فکر توبه بیفتد و تصمیم به جبران گناهان خویش بگیرد. و لذا چنان در سراشیبی سقوط، قرار می‌گیرد تا به هلاکت نهایی برسد.

ب: گناه را به نیت ثواب انجام دادن

گاهی اوقات، خطر توجیه گناه، تا حدی‌است‌که باعث می‌گردد انسان، آن عمل، را حتی به نیت ثواب و قرب به خدا، هم انجام دهد. قرآن کریم این‌گونه افراد را زیانکارترین افراد می‌داند:

«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً، الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً»،[کهف 104-103]؛ «بگو: آیا می خواهید شما را از زیان‌كارترین مردم آگاه گردانم؟ آنان‏ كسانى‌‏اند كه كوشش‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى‏‌پندارند كه كار خوب انجام مى‏‌دهند.»

در جریان کربلا، افراد بی‌بصیرتی‌که در رکاب یزید شمشیر زدند، کسانی بودند که با توجیه اینکه حسین بن علی علیه السلام بر خلیفه وقت شورش نموده ، در مقابل امام صف کشیدند. و آن جنایت عظیم را با قصد قربت، رقم زدند. امام باقر علیه السلام مى‌‏فرماید:«سى هزار نفر در كربلا جمع شده بودند براى كشتن پسر پیغمبر «وَ كُلٌ‏ یَتَقَرَّبونَ‏ الَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِدَمِهِ» و همه آن‌ها به قصد قربت آمده بودند؛ و به حسین بن على شمشیر مى‏‌زدند تا به بهشت بروند.»

ج: راحت انجام دادن گناه

توجیه گناه که یک بیماری و بلای عمومی است، باعث می‌گردد، انسان به‌راحتى و بدون هیچ ترس اخروی، مرتکب معصیت شود که متاسفانه در جامعه کنونی بسیارشاهد چنین توجیهاتی هستیم.

مثلا برخی از افراد، گناهانی مانند رشوه را با توجیه  (( هدیه ))، تهمت را با توجیه (( همه می‌گویند ))، شرکت در مجلس حرام را، با توجیه (( یک شب که هزار شب نمی‌شود ))، ربا را با عنوان (( همه می‌خورند ))، گوش دادن به موسیقی حرام را با عنوان (( آرامش اعصاب )) و رقص را به بهانه  (( این‌که یک نوع ورزش است ))، و ...  را به‌راحتی و بدون هیچ دغدغه‌ای انجام می‌دهند.

 امام صادق علیه السلام در رابطه با توجیه گناه می‌فرمایند: «بِمِثْلِ هَذَا التَّأْوِیلِ‏ الْقَبِیحِ‏ الْمُسْتَنْكَرِ یَضِلُّونَ وَ یُضِلُّون‏» « به‌مانند این‌گونه توجیه‌های زشت و ناپسند، مردم را گمراه می‌كنند و خود هم گمراه می‌شوند.»

 د: ریخته شدن قبح گناه

با توجه به این‌که رفتارهای فردی و اجتماعی انسان، تابع ارزش‌ها و نظام ارزشی اوست، توجیه گناه  مفسده دیگری نیز در پی دارد. و آن اینست‌که باعث می‌گردد قبح گناه، به‌دلیل عادی شدن آن در جامعه، ریخته شود. و نتیجه چنین حالتی، عمومی شدن و شیوع گناه در جامعه، و تغییر سبک زندگی در جامعه می‌باشد.

ه: شیوع گناه

یکی از آفات توجیه گناه، شیوع معصیت است. و در صورتی‌كه گناه در جامعه‌ای بسیار شایع گردد خداوند بر مردمان آن ملت عذاب نازل می‌كند و این عذاب می‌تواند جنبه‌های مختلفی هم‌چون؛ از بین رفتن بركت زندگی،گسسته شدن پیوندهای خانوادگی و عاطفی ، شیوع بیماری، قحطی ، افزایش جرم و جنایت و ... داشته باشد.

Image result for ‫وسوسه های شیطان‬‎

«إِنَّ الَّذینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون»،[نور،19]؛ «آنان‌كه دوست مى‏‌دارند كه در میان اهل ایمان كار منكرى اشاعه و شهرت یابد آن‌ها را در دنیا و آخرت عذابى دردناك خواهد بود. و خدا (فتنه‏‌گرى و دروغشان را) مى‏‌داند و شما نمى‌‏دانید»

بنابراین باید از کمین این خطر بزرگی که هر انسانی را تهدید می‌کند بر حذر بود. زیرا که با وجود  توجیه گناه، انسان هیچ‌گاه در صدد اصلاح خویش و جامعه بر نمی‌آید.

منبع : noorportal.net   -  کاروک


تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2